قیود  محدودکننده

در زیست‌بوم هوش مصنوعی، ایالات متحده با محدود کردن راهبردی صادرات به چین، از برتری خود در طراحی تراشه بهره گرفته است؛ در مقابل، چین از کنترل خود بر مواد معدنی کمیابِ موردنیاز برای ساخت تراشه‌ها، آهن‌رباها و دیگر اجزای فناوری پیشرفته برای اعمال فشار بر آمریکا استفاده کرده است.اما با رشد مقیاس صنعت هوش مصنوعی و افزایش وابستگی آن به توان محاسباتی، گلوگاه از تراشه‌ها به برق منتقل خواهد شد؛ زیرا اگر مراکز داده به تامین پیوسته انرژیِ ارزان دسترسی نداشته باشند، وجود همه مراکز داده جهان نیز کمکی نخواهد کرد. آژانس بین‌المللی انرژی برآورد می‌کند که تا سال ۲۰۳۰، حدود ۲۰ درصد از ظرفیت برنامه‌ریزی‌شده مراکز داده در جهان به دلیل تنگناهای شبکه و صف‌های اتصال در معرض خطر قرار خواهد گرفت. با محدود شدن عرضه انرژی، هزینه‌ها افزایش می‌یابد و در نهایت این افزایش به خانوارها و بنگاه‌ها منتقل می‌شود. کدام کشور در مرحله بعدی این رقابت دست بالا را خواهد داشت؟ چین بی‌تردید با توسعه عظیم زیرساخت‌های تولید و توزیع انرژی که بخش بزرگی از آن بر تجدیدپذیرها متمرکز است، موضع خود را به‌روشنی اعلام کرده است. 

به گزارش فایننشال تایمز، سرمایه‌گذاری‌های چین در انرژی پاک همه‌چیز را در بر می‌گیرد؛ از خورشیدی و برق‌آبی گرفته تا تجهیزات لازم برای انتقال برق ارزان‌تر مناطق داخلی به مراکز پرتقاضای ساحلی، با هدف کاهش هزینه‌ها و افزایش قابلیت اطمینان. چین همچنین سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در بخش تولید انجام داده و بهای پنل خورشیدی را حدود بیست برابر کاهش داده است. در مجموع، این کشور اکنون توان افزودن سالانه بین ۵۰۰گیگاوات تا یک تراوات ظرفیت جدید را دارد. 

افزون بر این، چین سیاست صنعتیِ دقیقا برنامه‌ریزی‌شده خود را با اجرای محلیِ به همان اندازه قدرتمند همراه کرده است. برای نمونه، به‌منظور جبران هزینه بالاتر استفاده از تراشه‌های داخلی، دولت‌های محلی برای مراکز داده تحت نظارت خود یارانه برق ارائه می‌دهند. اگر این تاسیسات از تراشه‌های داخلی استفاده کنند، می‌توانند هزینه‌ برق خود را تا ۵۰درصد کاهش دهند. در مقایسه، تلاش ایالات متحده چندان چشم‌گیر نیست. بنا بر گزارش فایننشال تایمز، «چین در سال ۲۰۲۴ معادل ۴۲۹ گیگاوات ظرفیت جدید تولید برق نصب کرد؛ بیش از شش برابر ظرفیتی که در همان دوره به‌صورت خالص در آمریکا افزوده شد.» درحالی‌که شبکه‌های محلی برنامه‌ریزی‌شده در آمریکا با تقاضای شبانه‌روزی عظیم مراکز داده مواجه‌اند، سیاست صنعتی ایالات متحده همچنان توجه شایسته‌ای به برق نشان نمی‌دهد.برای مثال، OpenAI و شرکایش در حال برنامه‌ریزی برای ساخت مراکز داده‌ای هستند که به ۱۰گیگاوات ظرفیت نیاز خواهند داشت؛ رقمی در حد اوج مصرف برق تابستانی شهر نیویورک. اما درحالی‌که مراکز داده را می‌توان ظرف چند سال ساخت، پژوهشگران مرکز پژوهشی انرژی و صنایع دیلویت اشاره می‌کنند که تکمیل زیرساخت‌های انتقال لازم برای جابه‌جایی انرژی، نزدیک به یک دهه زمان می‌برد. چنین بازه‌هایی به‌شدت با شتاب سرسام‌آور هزینه‌کرد سرمایه خصوصی همخوان  نیست.

تحلیل بلومبرگ از ده‌ها هزار گره قیمتی، نشانه‌هایی از فشار و اختلال در بازارهای انرژی آمریکا را نشان می‌دهد. برق عمده‌فروشی در برخی مناطق آمریکا، در نزدیکی قطب‌های بزرگ مراکز داده، تا ۲۶۷ درصد گران‌تر از پنج سال پیش شده است. برای آن‌که توسعه پیش‌بینی‌شده مراکز داده در آمریکا از مسیر خود خارج نشود، این کشور به بازنگری ساختاری در سیاست انرژی، شبکه‌ها و اتصال آنها نیاز دارد.

این رقابت نیز صرفا به آمریکا و چین محدود نمی‌شود. گلوگاهی که می‌تواند آمریکا را عقب بیندازد، ممکن است فرصتی برای اروپا باشد، قاره‌ای که برای تثبیت جایگاه خود در میز هوش مصنوعی، زمان چندانی ندارد. زیرساخت انرژی اروپا از آن جهت که هیرشمن توصیف می‌کند، یک دارایی راهبردی بالقوه است. از جمله نقاط قوت اصلی اتحادیه اروپا، تجهیزات و دانش فنی انرژی پاک است؛ بیش از یک‌پنجم کل فناوری‌های پاک و پایدار جهان در اتحادیه اروپا توسعه می‌یابد. این بلوک همچنین از ظرفیت مهندسی عمیقی در تجهیزات شبکه و ذخیره‌سازی برخوردار است و سامانه برق آن از به‌هم‌پیوسته‌ترین‌ها در جهان به‌ شمار می‌رود.

سیاست انرژی اروپا به‌صراحت شبکه‌ها را به‌عنوان دارایی راهبردی برای خودمختاری و امنیت معرفی می‌کند و کارخانه‌های اروپاییِ تولیدکننده فناوری‌های راهبردیِ خالصِ صفر موظف‌اند تا سال ۲۰۳۰ «حداقل ۴۰ درصد از نیاز سالانه استقرار اتحادیه اروپا» را تامین کنند. با این حال، کربن‌زدایی اروپا با موانع خاص خود روبه‌رو شده است. با توجه به اینکه هزینه‌های بالای انرژی تهدیدی برای رشد محسوب می‌شوند، باید ظرفیت تولید انرژی و شبکه‌ها افزایش یابد. شبکه اپراتورهای سامانه انتقال برق اروپا پیشنهادی مفید ارائه کرده است؛ اما درحالی‌که برنامه‌ریزی در سطح اروپایی انجام می‌شود، اجرا همچنان در سطح محلی باقی مانده است. در نتیجه، یک پروژه متوسط شبکه بیش از ده سال زمان می‌برد که نیمی از آن صرف اخذ مجوزها می‌شود. به گزارش سرویس پژوهشی پارلمان اروپا، سرمایه‌گذاری‌های پیش‌بینی‌شده کنونی تنها ۱۰ تا ۱۵درصدِ میزان موردنیاز را پوشش می‌دهد و بیش از ۵۰۰ گیگاوات پروژه فراساحلی در اتحادیه اروپا، ظرفیتی که هنوز در انتظار ارزیابی اتصال به شبکه است، در صف معطل مانده است.

مرحله بعدی این رقابت، رقابت بر سر انرژی خواهد بود. راهبرد چین با تقویت تولید و مصرف داخلی تراشه‌ها و هم‌زمان بهبود زیرساخت برق، همه ابعاد مهم را پوشش می‌دهد. در مقابل، ایالات متحده با اتکا به موقعیت کنونی خود به‌عنوان طراح تراشه‌های پیشرو و مدل‌های پایه هوش مصنوعی، از نگاه به آینده بازمانده است. هرچند اروپا به‌طور منحصربه‌فردی در موقعیتی قرار دارد که تقاضای انرژی هوش مصنوعی را پاک‌تر و امن‌تر تامین کند، ممکن است نهادهای لازم برای شتاب‌بخشی به پیشرفت را در اختیار نداشته باشد. اگر اروپا می‌خواهد رقیبی جدی باشد، باید به‌طور جدی بر انرژی متمرکز شود.

* سردبیر MOPS