رقابت قدرتهای بزرگ
برای همه بازیگران، زیرساخت فیزیکیای که امکان محاسبات هوش مصنوعی را فراهم میکند، محور اصلی رقابت است. پشت هر مدل و کاربرد هوش مصنوعی، شبکهای عظیم از مراکز داده قرار دارد که مملو از سختافزارهای محاسباتی بوده و برای فعالیت به حجم بسیار بالایی از برق نیاز دارند. رقابت هوش مصنوعی بدون تردید بر ایالات متحده و چین متمرکز است؛ کشورهایی که بهترتیب میزبان ۴۵ و ۲۵درصد از ظرفیت مراکز داده جهان هستند. آنها همچنین میزبان آزمایشگاههای پیشرو هوش مصنوعی، از جمله شرکتهایی مانند OpenAI، Anthropic و DeepSeek هستند. با این حال، چالش سیاستگذاری ناشی از رشد مراکز داده و تقاضای برقِ مبتنی بر هوش مصنوعی، مسالهای جهانی است. آژانس بینالمللی انرژی (IEA) مصرف برق مراکز داده در جهان را ۴۱۵تراواتساعت برآورد میکند، حدود ۱.۵درصد از کل تقاضای برق جهانی، که پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۵ تقریبا سه برابر شده و به ۱۲۰۰تراواتساعت برسد.
فرانسه: در فوریه ۲۰۲۵، دولت فرانسه از یک برنامه سرمایهگذاری زیرساختی ۱۰۹میلیاردیورویی برای حمایت از توسعه هوش مصنوعی رونمایی کرد. راهبرد «فرانسه را به یک قدرت هوش مصنوعی تبدیل کنیم» بر قیمتهای پایدار برق، قابلیت اطمینان شبکه و سادهسازی فرایندهای صدور مجوز تاکید دارد؛ امری که نشاندهنده درک روشن از پیوند ذاتی میان هوش مصنوعی و مقیاسپذیری بخش برق است. این برنامه شامل تعهدی بلندمدت برای افزایش سالانه ۲درصدی تولید برق میشود. این موضوع سیگنال روشنی به توسعهدهندگان مراکز داده و شرکتهای فناوری میدهد که در فرانسه، برق مانعی برای گسترش هوش مصنوعی نخواهد بود. فرانسه با موقعیتی قدرتمند وارد رقابت هوش مصنوعی میشود. این کشور در حال حاضر بزرگترین صادرکننده برق اروپاست و در سال ۲۰۲۴ به تراز خالص صادراتی ۸۹+تراواتساعت دست یافت. برای مقایسه، یک مرکز داده یکگیگاواتی با نرخ بهرهبرداری سالانه ۷۰درصد، حدود ۶تراواتساعت برق در سال مصرف میکند. بنابراین مازاد قابلتوجه تولید برق میتواند از گسترش فراوان مراکز داده پشتیبانی کند، هرچند این امر پرسشهای تازهای را درباره چگونگی سازگاری کشورهایی که به این حجم از صادرات متکی هستند، مطرح میسازد.
فرانسه همچنین قطب هستهای اروپاست و برنامه ساخت شش رآکتور جدید را اعلام کرده است. در سال ۲۰۲۴، ۶۸درصد برق فرانسه از انرژی هستهای تولید شد که مزایای بیشتری برای مراکز داده فراهم میکند. افزون بر ویژگی بدون کربن، این پایه هستهای شبکهای پایدار و تابآور ایجاد میکند که برای اپراتورهای مراکز داده حیاتی است. پایداری شبکه برق فرانسه در جریان خاموشی اخیر شبهجزیره ایبری که ممکن بود از طریق فرانسه به دیگر نقاط اروپا سرایت کند گواهی بر این موضوع است. موقعیت قویِ بهارثرسیده فرانسه و راهبرد رشد فعال آن، هماکنون سرمایهگذاری جهانی را جذب کرده است. شرکت بریتانیایی Fluidstack قصد دارد یک مرکز داده هوش مصنوعی یکگیگاواتی به ارزش ۱۰میلیارد یورو با برق هستهای احداث کند و یک ابتکار مشترک ۵۰میلیاردیورویی فرانسه–امارات نیز یک پردیس هوش مصنوعی یکگیگاواتی دیگر ایجاد خواهد کرد. در مجموع، فرانسه در بخش تامین برقِ زنجیره هوش مصنوعی، موقعیتی بسیار قدرتمند دارد. با این حال، تامین برق احتمالا شرط لازم است، اما شرط کافی برای تبدیل شدن به یک قدرت واقعی هوش مصنوعی در سطح یا نزدیک به ایالات متحده و چین نیست. فرانسه باید به تامین واحدهای پردازش گرافیکی پیشرفته و آزادسازی یک زیستبوم فناوری دیجیتال پویاتر و نوآورانهتر نیز بیندیشد.
امارات متحده عربی: مانند فرانسه، امارات متحده عربی نیز راهبردی بلندپروازانه برای کسب موقعیتی برتر در زیستبوم جهانی هوش مصنوعی اجرا کرده است. امارات تعهد مایکروسافت برای ۱۶۰مگاوات ظرفیت مرکز داده را جذب کرده و شرکت فناوری هوش مصنوعی اماراتی G۴۲ برنامه دارد با جذب سرمایه، ظرفیت کل مراکز داده کشور را به ۵ گیگاوات برساند. دسترسی به انرژی فراوان بخش کلیدی این پیشنهاد است. در داخل کشور، امارات در حال گسترش ظرفیت تولید برق در طیف وسیعی از فناوریهاست. ابتکارها شامل پروژه توسعه ۵گیگاواتی نیروگاه گازی و یک پروژه خورشیدی بههمراه ذخیرهسازی است که با ظرفیت یک گیگاوات، بزرگترین پروژه از این نوع در جهان خواهد بود. امارات میزبان نخستین برنامه هستهای غیرنظامی منطقه است که طی سالهای اخیر ۵.۶گیگاوات ظرفیت را وارد مدار کرده است. برای مدیریت افزایش ردپای انرژی بخش مراکز داده، یک کارگروه ملی در حال تدوین مقرراتی برای ایجاد توازن میان رشد دیجیتال و پایداری است. با این حال، چالشهایی نیز وجود دارد. گرمای شدید امارات باعث افزایش مصرف انرژی و هزینههای عملیاتی میشود. یک نظرسنجی نشان داد که تنها سیستمهای سرمایش بیش از ۴۰درصد از مصرف انرژی مراکز داده در امارات را به خود اختصاص میدهند. مساله محوری دیگر، ژئوپلیتیک است.
«چارچوب انتشار هوش مصنوعی» که در دولت بایدن ایجاد و در دولت ترامپ حفظ شد، دسترسی امارات به تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی را با چالش مواجه میکند. بخشی از راهبرد هوش مصنوعی امارات، بهطور آشکار، متنوعسازی ریسک از طریق سرمایهگذاریهای داخلی و بینالمللی است. امارات دههامیلیارد دلار در زیرساخت و نوآوری هوش مصنوعی در خارج سرمایهگذاری میکند، از جمله سرمایهگذاری ۵۰میلیاردیورویی برای یک مرکز داده یکگیگاواتی در فرانسه و مشارکت ۲۵میلیارددلاری در مراکز داده آمریکا از طریق ADQ و Energy Capital Partners.
ژاپن: ژاپن در حال تجربه یک چرخش راهبردی در برنامهریزی انرژی خود است، زیرا انتظار میرود تقاضای برق ناشی از هوش مصنوعی و گسترش مراکز داده بهشدت افزایش یابد. امروزه، مراکز داده کمتر از ۲۰ تراواتساعت برق در ژاپن مصرف میکنند، اما IEA برآورد میکند که این رقم تا سال ۲۰۳۰ میتواند ۸۰درصد (۱۶تراواتساعت) افزایش یابد. این کشور با مجموعهای از چالشهای منحصربهفرد روبهروست: کمبود زمین برای زیرساخت، منابع انرژی داخلی محدود، و حساسیت بالای افکار عمومی نسبت به انرژی هستهای پس از حادثه فوکوشیما در سال ۲۰۱۱. با این حال، رونق هوش مصنوعی موجب تغییر جهت سیاستگذاری شده است. یکی از داراییهای کلیدی ژاپن، ناوگان بزرگ رآکتورهای هستهای ازکارافتاده است که در صورت اجازه سیاسی، ظرفیت مازادی برای مراکز داده فراهم میکنند.
در یک چرخش چشمگیر، آخرین راهبرد انرژی ژاپن کاهش وابستگی به هستهای را کنار گذاشته و در عوض خواستار استفاده حداکثری از انرژی هستهای و تجدیدپذیرها شده است. وزارت اقتصاد، تجارت و صنعت اکنون از راهاندازی مجدد رآکتورهای غیرفعال و ساخت نیروگاههای هستهای نسل بعد در سایتهای موجود حمایت میکند. شرکتهایی مانند Ubitus K.K. قصد دارند مراکز داده جدیدی را در مناطقی با زیرساخت هستهای موجود مانند کیوتو، شیمانه یا کیوشو احداث کنند. همزمان، ژاپن به گسترش ظرفیت باد فراساحلی و خورشیدی ادامه میدهد و برنامه دارد تا سال ۲۰۴۰ ظرفیت تجدیدپذیرها را دو برابر کند. غولهای مخابراتی مستقر در توکیو، مانند Nippon Telegraph and Telephone Corporation و KDDI Corporation، در حال ساخت مراکز داده با قراردادهای خرید برق اختصاصی از منابع تجدیدپذیر هستند.
ابتکار «گذار سبز» ژاپن شامل سیاستهای نوآورانهای در تقاطع سیاست دیجیتال و انرژی است، از جمله یارانه برای زیرساختهای محاسباتی کممصرف و مشوقهایی برای شرکتهایی که مراکز داده خود را در مناطقی با مازاد انرژی تجدیدپذیر مستقر میکنند. ژاپن همچنین یکی از معدود کشورهایی است که الزام گزارشدهی مصرف برق مراکز داده را دارد. ژاپن نشان میدهد که رقابت هوش مصنوعی چگونه میتواند وضعیت موجود سیاستگذاری را بهطور اساسی دگرگون کند. اگرچه شاید از نظر لفاظی به اندازه فرانسه یا امارات بلندپروازانه نباشد، پاسخ سیاستی ژاپن با این حال قابلتوجه است. بازگرداندن موفق سیاستهای عمیقا جاافتاده درباره انرژی هستهای کار سادهای نیست. اگر این سیاست بهخوبی اجرا شود، نهتنها جایگاه ژاپن در اقتصاد هوش مصنوعی را تقویت میکند، بلکه چشمانداز اهداف بلندمدت امنیت انرژی و کربنزدایی این کشور را نیز بهطور چشمگیری بهبود میبخشد.
ایرلند: ایرلند یادآوری مهمی از خطر پیشی گرفتن گسترش سریع مراکز داده از زیرساختهای انرژی ارائه میدهد. مراکز داده در سال ۲۰۱۵، ۵درصد از برق ایرلند را مصرف میکردند؛ این رقم در سال ۲۰۲۳ به ۲۱درصد رسید و بنا به گزارش کمیسیون تنظیم مقررات خدمات عمومی ایرلند، ممکن است تا سال ۲۰۳۰ به ۳۰درصد افزایش یابد. ظهور ایرلند بهعنوان قطب مراکز داده با رونق «ببر سلتیک» در آغاز قرن آغاز شد و سپس با موقعیت راهبردی در کنار شبکههای فیبر نوری زیردریایی، مشوقهای مالیاتی و عضویت در اتحادیه اروپا تقویت شد.
شرایط آبوهوایی مناسب نیز کمککننده است؛ در مقایسه با امارات، اقلیم ایرلند هزینههای سرمایش مراکز داده را پایین نگه میدارد. بهجای تلاش برای جذب سرمایهگذاری جدید مراکز داده، راهبرد ایرلند واکنشی به چالشهای رشد سریع است. نگرانیها درباره خاموشی برق باعث شد اپراتور شبکه برق ایرلند تایید پروژههای جدید مراکز داده در منطقه دوبلین را تا سال ۲۰۲۸ متوقف کند. در پاسخ، دولت ایرلند یک سیاست جدید اتصال برق برای مراکز داده پیشنهاد داده است. بر اساس این قواعد پیشنهادی، استاندارد «تولید برقِ همراه خود» مراکز داده جدید را ملزم میکند که برای اتصال به شبکه ملی، ظرفیت تولید یا ذخیرهسازی پشتیبان معادل تقاضای خود فراهم کنند و برای حمایت از کفایت شبکه در بازار برق مشارکت داشته باشند. این سیاست هم منابع فسیلی (احتمالا گاز) و هم تجدیدپذیر را مجاز میداند، اما انتشار آلایندهها باید به نهادهای ناظر گزارش شود.
انرژی بادی جایگاه مناسبی برای کمک به پاسخگویی به افزایش شدید تقاضای مراکز داده در ایرلند دارد. هماکنون برخی شرکتهای فناوری بهطور مستقیم با پروژههای بادی خشکی قرارداد بستهاند. برای نمونه، مایکروسافت یک قرارداد خرید برق ۳۳۶مگاواتی با توسعهدهنده بادی Statkraft دارد و Amazon Web Services نیز قرارداد ۱۰۵مگاواتی با Bord na Móna برای خرید برق از مزرعه بادی Derrinlough امضا کرده است. دولت ایرلند برنامههای بلندپروازانهای برای توسعه منابع بادی فراساحلی با پشتیبانی یک نظام انعقاد قرارداد و یارانه دولتی دارد. این رویکرد امکان انعقاد قرارداد مستقیم میان منابع بادی فراساحلی و پروژههای مراکز داده را منتفی میکند؛ نتیجهای که میتواند همزمان به تحقق اهداف اقلیمی و قابلیت اطمینان شبکه کمک کرده و هزینه یارانهها را کاهش دهد. با این حال، روشن نیست که با توجه به هزینه بالای منابع بادی فراساحلی، آیا شرایط تجاری مناسبی میان مراکز داده و این پروژهها قابل تحقق است یا نه؛ امری که نشان میدهد احتمالا نوعی سازوکار سیاستی برای پیوند دادن این دو لازم خواهد بود.
پاسخ سیاستی ایرلند به افزایش تقاضای مراکز داده همچنان در حال شکلگیری است. از این منظر، ایرلند شباهت زیادی به شمال ویرجینیا دارد؛ جایی که بخش برق بهعنوان مانعی بر سر رونق مراکز داده و فرصتهای اقتصادی جذاب عمل میکند. ایرلند در حال ارائه الگوهای سیاستی جدید است و بهاحتمال زیاد، اصلاحات بیشتری در راه خواهد بود. مدلهای تنظیمگری در بخش برق باید تکامل یابند تا مسیرهای جدید ایجاد قرارداد و ابزارهای بازار فراهم شود که به هماهنگی سرمایهگذاری مراکز داده با پروژههای زیرساخت انرژی امکان دهد.بخش برق با سرمایهگذاریهایی تعریف میشود که دورههای اجرا و بهرهبرداری بسیار طولانی دارند. این واقعیت با رقابت جهانی فناوری هوش مصنوعی که در آن پیشرفتهای عملکردی ماهبهماه رخ میدهد در تضاد است.
بااینحال، سیاستگذاران باید نگاهی بلندمدت داشته باشند. مسیر تحول فناوری هوش مصنوعی نشان میدهد که ظرفیت محاسباتی بهطور فزایندهای در مرکز رشد اقتصادی قرار خواهد گرفت. رشد اقتصادیِ برقبَر به این معناست که برنامهریزی بلندمدت و پیشدستانه در بخش برق یک ضرورت راهبردی است.
* عضو سابق پژوهشیِ برنامه امنیت انرژی