نقشِ نمادین گذر تجار؛ پلی از مسوولیت اجتماعی گذشته به فناوری آینده

مفهوم «اتاق نسل چهارم» از نگاه شما چیست و چطور می‌توان آن را با میراث تجار تاریخی اصفهان مانند کازرونی‌ها و همدانیان گره زد؟

اتاق نسل چهارم در نگاه ما، یک نهاد کاملاً دیجیتال، شفاف و مطالبه‌گر است. اما فراتر از این ویژگی‌های عملیاتی، باید رسالتی بزرگ‌تر را دنبال کند: بازتعریف مفهوم «بازرگان» در ذهن جامعه. ما باید از آن تصویر کهنه و مخربِ رانت‌خوار و دلال عبور کنیم و به تصویری برسیم که در تاریخ‌مان وجود داشته است؛ تصویر کسانی مانند کازرونی یا همدانیان که مسئولیت اجتماعی و ارزش‌آفرینی را اصل کار خود می‌دانستند. پروژه «گذر تجار» دقیقاً برای همین فرهنگ‌سازی آینده است. ما در این گذر نمی‌خواهیم صرفاً بگوییم آقای فلان چه کارخانه‌ای زد. می‌خواهیم به جوان امروز نشان دهیم که اگر تو کارآفرینی کردی و کسب‌وکاری راه انداختی، این حرکت تو چه اثر مثبت و ماندگاری برای جامعه داشته است. هدف نهایی، توسعه فرهنگ سرمایه‌گذاری مسئولیت‌پذیر است.

شما در صحبت‌هایتان به «نسل پنجم صنعت» اشاره کردید. فکر می‌کنید بخش خصوصی برای همگام شدن با این نسل چه الزاماتی را باید بپذیرد؟

    آینده، دیگر از آن صنایع سنگین و سنتیِ صرفاً تناژمحور نیست. آینده از آن اقتصاد بی‌وزن، تخصص عمیق و فناوری‌های پیشرفته است. در نسل پنجم صنعت، دو اصل کلیدی حاکم خواهد بود: اول «سبک‌سازی». یعنی رسیدن به حداقل مصرف انرژی، حداقل وزن، حداقل متریال، حداقل وقت و در مقابل، حداکثر بهره‌وری و خروجی. دوم تغییر بنیادین در معیارهای سرمایه‌گذاری است. امروز در اقتصادهای پیشرو، یک سرمایه‌گذاری مطلوب بر سه رکن اصلی استوار است: پایداری جامعه، تاب‌آوری جامعه و انسان‌مداری. سودآوری، آیتم چهارم و در کنار اینهاست. برای اینکه ما به چنین جایگاهی برسیم، نیازمند اتاقی هستیم که خود، پیشتاز باشد و اول این فرهنگ و نگاه را در بطن جامعه و میان فعالان اقتصادی نهادینه کند.

برای ایجاد این فرهنگ جدید و عملیاتی کردن مفهومی مانند «سبک‌سازی»، راهکار عملیاتی شما چیست؟

    کلید حل این معما، شفافیت مطلق است. چطور می‌توان اعتماد ایجاد کرد و فرآیندهای دست‌وپاگیر و زمان‌بر را سبک کرد؟ پاسخ این است: وقتی دخالت و دست‌کاری انسان را از معادله حذف کنیم. وقتی همه چیز آنقدر شفاف باشد که جایی برای پنهان‌کاری نباشد و کسی نتواند برای منافع شخصی، قاعده‌ای را عوض کند. این سطح از شفافیت فقط و فقط در فضای مجازی، با ابزارهای هوش مصنوعی و در بستر داده‌های قابل اندازه‌گیری و رهگیری ممکن می‌شود. به همین دلیل است که در اتاق اصفهان، حرکت به سمت دیجیتالی‌سازی کامل، راه‌اندازی سامانه‌های هوشمند و حذف کاغذ و روال‌های دستی را یک ضرورت راهبردی می‌دانیم. ما در حال برنامه‌ریزی برای اتاق نسل پنجم هستیم، زیرا می‌دانیم که تحول صنعت جهانی، منتظر ما نمی‌ماند.

با این نگاه آینده‌نگر و فناوری‌محور، چگونه باید با تجارب و زیرساخت‌های صنعتی گذشته (مثلاً صنایع سنگینی مانند فولاد) برخورد کرد؟ آیا باید آنها را کنار گذاشت؟

به نظر من دو نوع نگاه به آینده وجود دارد. یک نگاه، نگاه به گذشته به عنوان «مبدأ کسب تجربه» است، نه الگویی برای تکرار بی‌چون‌وچرا. ممکن است کسی بگوید من در گذشته در فلان منطقه فولاد ساختم، آب مصرف کردم، آلودگی ایجاد کردم. خب، این گذشته است و درس‌های خودش را دارد. حالا برای ساختن آینده، باید سند فناوری و نقشه نوآوری نوشت. اگر امروز در فولاد سرمایه‌گذاری می‌کنیم، هدف نباید تکرار همان الگوی پرمصرف دیروز باشد، بلکه باید برای آوردن تکنولوژی‌های جدید، نرم‌افزارهای پیشرفته و افزایش بهره‌وری در آن سرمایه‌گذاری کرد. نکته کلیدی دیگر مزیت است. هر سرمایه‌گذاری باید در جایی انجام شود که مزیت نسبی واقعی وجود دارد. آینده از آن ۱۸ صنعتی است که روی اقتصاد بی‌وزن کار می‌کنند؛ نمونه ملموسش در کشور خودمان «دیجی‌کالا» است. مدلی که حداکثر خدمت و درآمد را با حداقل سرمایه فیزیکی، حداقل آلودگی و حداکثر دسترسی ایجاد می‌کند.

با این توصیف، نقش اتاق بازرگانی در هدایت این تحول بزرگ چیست؟ چگونه می‌توان این پارادایم جدید را به یک خواست جمعی در میان بازرگانان تبدیل کرد؟

نقش اصلی اتاق، آموزش، هدایت و فرهنگ‌سازی است. ما نباید با برنامه‌ریزی‌های مکانیکی و دستور از بالا به پایین کار را پیش ببریم. این تحول، یک خواست جمعی پویا و در حال تکامل است. اتاق باید بسترساز باشد. باید به نسل جدید بیاموزد که آینده از آن تخصص، فناوری و مسئولیت‌پذیری اجتماعی است. باید کاری کند که جوانی که در اصفهان رشد می‌کند باور کند که مسیر موفقیت و اثرگذاری، همین است. ما اصلاً قصد نداریم بگوییم همه باید تاجر یا پزشک شوند. نه، هدف این است که هر فرد در هر جایگاه شغلی – از یک کارگر تا یک مدیر – احساس شخصیت، هویت و مسئولیت اجتماعی کند و از کاری که انجام می‌دهد لذت معنوی ببرد. این همان پیوندی است که بین نماد گذر تجار و خدمات نسل چهارم اتاق ایجاد می‌کنیم.

در پایان، به نظر شما بزرگ‌ترین مانع پیش روی این جهش چیست؟

    ابزار و ابزار ! من به شخصه معتقدم در حوزه دسترسی به دانش و فناوری روز دنیا، تحریم معنایی ندارد. ما با تکنولوژی جهان در ارتباطیم. مشکل اصلی ما نداشتن ابزارهای نرم و سخت لازم است: اینترنت پرسرعت و پایدار، امکان ارتباط روان و کم‌هزینه با جهان، دسترسی به سخت‌افزارهای پیشرفته. اما جالب اینجاست که این محدودیت، یک فرصت پنهان و استراتژیک هم برای کشورهایی مثل ما ایجاد می‌کند. چون ما هزینه‌های گزاف ایجاد و تعویض لایه‌های پیچیده زیرساخت‌های قدیمی را نداده‌ایم، می‌توانیم با یک جهش برنامه‌ریزی‌شده، مستقیماً به سراغ نسل‌های جدید فناوری برویم. مشابه اتفاقی که در حوزه بانکداری افتاد؛ بانک‌های ما از نسل دوم به نسبت سریع به مرزهای نسل چهارم و پنجم نزدیک شدند. اگر امشب، ابزارهای لازم در اختیار بخش خصوصی خلاق و جوان ما قرار گیرد، من با قاطعیت تعهد می‌دهم که ایران می‌تواند طی ۵ سال، به یکی از بازیگران قابل توجه و نوآور در عرصه اقتصاد فناوری محور تبدیل شود. آینده را باید با ابزار امروز ساخت، نه با تکرار روش‌های دیروز.