نقش سواد مالی در مواجهه با ریسک
ریسک و ریسکپذیری
در حوزه دانش مالی، ریسک بهعنوان عدمقطعیت مرتبط با بازده سرمایهگذاری تعریف میشود که میتواند به صورتهای گوناگونی مانند نوسان قیمت داراییها، تغییرات در نرخ بهره، عوامل خارجی مانند نوسانات اقتصادی و ژئوپلیتیک و دیگر اتفاقاتی از این دست ظاهر شود. ریسکها بهدستههای گوناگونی قابلتقسیمشدن هستند. یکی از معروفترین و پذیرفتهشدهترین این دستهبندیها، تقسیم ریسکها به دو دسته سیستماتیک و غیرسیستماتیک است. بر این اساس، ریسک سیستماتیک ناظر بر نوعی از ریسک است که کل بازار -و نه فقط بخشی از آن- را تحتتاثیر قرار میدهد و در عین حال که غیرقابلپیشبینی است، اجتناب کامل از آن نیز امکانپذیر نیست. ریسک غیرسیستماتیک نیز نوعی از ریسکهای سرمایهگذاری هستند که عموما منحصر به یک شرکت یا صنعت خاص است و میتوان آن را با تنوعبخشی به پرتفولیو کاهش داد.
در دیگر سو اما «ریسکپذیری» مفهومی رفتاری است که به سطح تمایل فرد برای پذیرش عدمقطعیتها در مقابلدستیابی به بازده بالاتر در سرمایهگذاری اشاره دارد. سرمایهگذاران با ریسکپذیری بالا تمایل به سرمایهگذاری در داراییهای پرنوسان دارند، این در حالی است که افراد ریسکگریز بیشتر متمایل به داراییهای ایمنتر به لحاظ بازدهی، مانند اوراق قرضه دولتی گرایش پیدا میکنند.
اگرچه این تصور عمومی وجود دارد که برای رسیدن به بازدهیهای بالاتر، نیاز است تا ریسکپذیریهای زیادی نیز انجام شود، اما بهنظر میرسد این مساله زمانی به واقعیت نزدیک است که شخص سرمایهگذار در کنار برخورداری از ویژگی «ریسکپذیری»، از دانش کافی مرتبط با علم مالی و سرمایهگذاری نیز برخوردار باشد. بر همین اساس نیز بسیاری از مطالعات انجام شده نشان میدهند که طیفی از رفتارهای سرمایهگذاری که به ظاهر ممکن است به ریسکپذیری افراد مرتبط شود، در واقع ناشی از سطح پایین «سواد» مالی سرمایهگذاران است.
سواد مالی و تعدیل ریسک
«سواد مالی» که در یکی از اصلیترین تعاریف بهعنوان دانش، مهارتها و تواناییهای لازم برای درک مفاهیم مالی، مدیریت منابع مالی، ارزیابی ریسکها و بازده و همچنین اتخاذ تصمیمات آگاهانه در حوزه زندگی اقتصادی افراد شناخته میشود، نقش کلیدی در تعدیل رفتار ریسکپذیری سرمایهگذاران ایفا میکند. بررسی نتایج مطالعات مرتبط نشان میدهند که گروهی از سرمایهگذاران که از «سواد مالی» بالاتری برخوردار هستند، در مواجهه با ریسکهای مرتبط با سرمایهگذاری؛ به جای اجتناب و یا پذیرش کامل آن، رویکردی منطقی اتخاذ میکنند. به عبارتی سواد مالی بالاتر با در اختیار قراردادن ابزارهایی برای تحلیل بهتر شرایط، شناخت ابزارها و شناخت بازارها، منجر به بهوجود آمدن ریسکپذیری معقول در سرمایهگذاران میشود.
در همین راستا نتایج مطالعهای تحتعنوان «بررسی ریسکپذیری سرمایهگذاران بازارهای مالی و ارتباط آن با سواد مالی»؛ که بر روی نمونهای به حجم ۳۸۴نفر از سرمایهگذاران بازارهای «ارزهای دیجیتال»، «بورس اوراقبهادار تهران» و «فارکس» انجام شدهاست، نشان میدهد که در درجه اول میزان سواد مالی فعالان بازارهای سرمایه در ایران-فارغ از نوع بازار- پایین است. همچنین در درجه دوم بهنظر میرسد؛ در عینحال که سواد مالی این سرمایهگذاران در سطوح پایینی قرار دارد، میزان ریسکپذیری آنها عموما بالا است، بهطوریکه حدود ۶۰درصد از این نمونه ۳۸۴ نفره اظهار کردهاند که به سمت داراییهای پرریسک رفتهاند و برآیند فعالیتشان در این بازارها از دستدادن سرمایهشان بودهاست.
سواد مالی و تحمل ریسک
تحمل ریسک یکی دیگر از عوامل کلیدی در راستای موفقیت در امر سرمایهگذاری است. فرآیند سرمایهگذاری ذاتا با عدمقطعیت همراه است و نوسانات بازار میتوانند به کاهش ارزش پرتفولیو منجر شوند. سرمایهگذارانی که از تحمل ریسک پایینی برخوردارند، در مواجهه با دورههای نزولی بازار تمایل به واکنشهای احساسی مانند فروش زودهنگام داراییها دارند که این رفتار معمولا به کاهش بازده بلندمدت میانجامد. در مقابل، افرادی با تحمل ریسک بالاتر، قادرند نوسانات کوتاهمدت را تحمل کرده و از پتانسیل بازده بالاتر داراییهای پرریسک در افق زمانی طولانیتر بهرهمند شوند. در این میان پژوهشها نشان میدهند یکی از مهمترین عواملی که نحوه مواجهه با ریسک و علیالخصوص «تحمل» آن را به سرمایهگذاران میآموزد، آشنا بودن با مباحث مرتبط با سواد مالی است.
این مطالعات نشان میدهند که افراد دارای سواد مالی بالاتر، به دلیل درک عمیقتر مفاهیم مرتبط با علم مالی، سرمایهگذاری و اقتصاد، قادرند نوسانات کوتاهمدت بازار را بهعنوان بخشی طبیعی از فرآیند سرمایهگذاری بلندمدت تفسیر کنند و کمتر به آنها واکنش احساسی نشان دهند. این دانش به آنها کمک میکند تا ریسک را نه بهعنوان تهدیدی غیرقابلکنترل، بلکه بهعنوان عدمقطعیتی قابلمدیریت و اغلب جبرانشدنی در افق زمانی بلندمدت ببینند.
پژوهشی که تحتعنوان «نقش سواد مالی در تاثیر تحمل ریسک مالی بر تصمیمگیریهای سرمایهگذاری فردی» انجام شدهاست صحت این مساله در میان سرمایهگذاران بورس اوراقبهادار تهران را نیز تایید میکند. نتایج این مطالعه که به روش توصیفی و از نوع پیمایشی و بر روی جامعهای شامل ۳۸۴ نفر از سرمایهگذاران حقیقی بورس اوراقبهادار تهران انجام شدهاست به روشنی تایید میکند که در جامعه مورد بررسی، تحمل ریسک مالی و سواد مالی، بر تصمیمگیریهای سرمایهگذاران موثر است. از یکسو اطلاعات و دانش فرد در مورد مولفهها و شاخصهای مالی و تشخیص نوع کارکردهای صورتهای مالی میتواند بر مدیریت سرمایه و نیز برآورد دقیق درآمد و هزینه و تصمیمگیری جهت سرمایهگذاری یا ذخیرهکردن پول تاثیر مثبت داشته باشد و از دیگر سو؛ تحمل ریسک بر تصمیم معاملهگران و بازده سرمایهگذاری آنها در بعد زمانی بلندمدت تاثیری مثبت دارد و افزایش سواد مالی میتواند این ویژگی را تقویت کند. این پژوهش نشان میدهد که تجربه بیشتر در سرمایهگذاری و سواد مالی، منجر به تحمل ریسک بیشتر میشود و بهدنبال این اتفاق سرمایهگذار نیز به مرور زمان به سمت داراییهای پرریسکتر که با سطح ریسکپذیری خود مطابقت دارد میرود.
در جمعبندی این مساله میتوان گفت که، ریسک بهعنوان عدمقطعیت بازده سرمایهگذاری، به دو دسته سیستماتیک (غیرقابلاجتناب) و غیرسیستماتیک (قابلکاهش با تنوعبخشی) تقسیم میشود و ریسکپذیری، عموما زمانی به بازده بالاتر منجر میگردد که با سواد مالی کافی همراه باشد. مطالعات نشان میدهند که سواد مالی پایین در سرمایهگذاران ایرانی، بهرغم ریسکپذیری ظاهری بالا، اغلب به زیانهای سنگین (مانند از دستدادن سرمایه در بیش از ۶۰درصد موارد) میانجامد. در مقابل، سواد مالی بالاتر با تعدیل ریسکپذیری به سمت رویکردی معقول و افزایش تحمل ریسک از طریق درک بهتر نوسانات کوتاهمدت بهعنوان بخشی طبیعی از سرمایهگذاری بلندمدت، تصمیمگیریهای آگاهانهتر و بازده پایدارتر را میتواند بهدنبال داشته باشد.