«دنیای اقتصاد» از نارضایتیهای اقتصادی در میان کسبوکارهای کوچک گزارش میدهد
چهار روایت از مطالبات اصناف
مرجان زهرانی: اعتراضات مردمی به افزایش نرخ ارز، حوالی سالگرد اعتراضات دی 1396 که با دلیلی مشابه شکل گرفت، پس از 8 سال از روز هفتم دی تکرار شد. کسبه پاساژ چارسو و علاءالدین در اعتراض به بیثباتی نرخ ارز مغازهها را تعطیل و در خیابان حافظ تجمع کردند. این اعتراضات خیلی زود فراگیر شد و سایر کسبه در مناطق مختلف تهران از جمله بازار 15 خرداد، سپهسالار، لالهزار، سعدی، چراغبرق، نازیآباد و... به خیابان آمدند. این تجمعات به سایر نقاط ایران نیز رسید و بازاریها در اصفهان، فارس، چهارمحال و بختیاری، کرمانشاه، خراسان رضوی، سیستان و بلوچستان و حتی بازارهایی چون کیش و درگهان و... نیز با اعتراضات همراه شدند. نارضایتی از وضعیت اقتصادی در نقاط مختلف کشور و در میان صنوف مختلف قابل رویت است. صحبتهای کسبه از هر صنفی و در هر نقطهای از شهر نشان میدهد این نارضایتی فراگیر شده است.
نمیصرفد که کار کنیم
«بعضی وقتها به سرم میزند که مغازه را جمع کنم و اجاره بدهم. با همین اجاره هم زندگیام را بگذرانم.» یک دهنه مغازه لباسفروشی در یکی از پاساژهای حوالی میدان ونک دارد. لباسهای وارداتی بنگلادشی و چینی میفروشد. میزان فروشش نسبت به سالهای گذشته خیلی کمتر و به قول خودش کاسبی کساد است. میگوید: «با این قیمت دلار، برای من صرف ندارد که جنس خارجی بفروشم. اما مساله این است که جنس ایرانی هم چندان ارزان نیست. من جنس با کیفیت بنگلادشی میفروشم، اما با افزایش قیمتها، میزان فروشم هر روز کمتر میشود. هزینه تولید آنقدر بالا رفته که جنس ایرانی با کیفیت از جنس خارجی هم گرانتر تمام میشود. مردم هم وقتی میبینند جنس ایرانی است، اما قیمتش آنقدر بالاست حاضر نمیشوند بخرند.» او با اینکه در منطقه نسبتا گران و مرفهنشین تهران مغازهدار است، اما معتقد است در سالهای گذشته به شکل محسوسی فروشش افت داشته و ادامه کار برایش صرفه اقتصادی ندارد.
هر روز با افزایش قیمت مواجهیم
گویا کار کردن برای صاحبان ملک که کار و کاسبی دارند، دیگر صرفه اقتصادی ندارد. م. الف که شغل خدماتی دارد هم همین را میگوید. او یک مغازه تعمیر و نصب و راهاندازی وسایل گرمایشی و سرمایشی در خیابان سهروردی دارد. از افزایش قیمت قطعات شاکی است و میگوید: «یک قطعه برای تعمیرات را 15 روز پیش 700 هزار تومان خریدم. دو هفته بعد 20 درصد گران شده بود. مگر میتوانم به مشتری بگویم در عرض دو هفته قیمت خدمات من گران شده؟ مجبورم از دستمزد خودم و همکارانم کم کنم تا قیمت برای مردم معقول باشد.» او هم از مغازهدارانی است که در ملک شخصی خودش کاسبی میکند، اما معتقد است با اینکه دغدغه اجارهبها در تهران را ندارد، اما ادامه کار برایش مشکل است. هر روز شاهد افزایش قیمت است و گاهی فکر میکند باید ملکش را اجاره دهد و دیگر کار نکند.
کاسبی تعطیل است
نازیآباد از مناطق شلوغ در روزهای اعتراضات بود. کاسبان و مردم این منطقه هم به وضعیت معیشتی همچون باقی مناطق و شهرها انتقاد دارند. یک فروشنده لوازمخانگی در این منطقه میگوید عملا کاسبی تعطیل شده، بیثباتی بازار ارز مشتریها را سرگردان کرده، فروش را پایین آورده و معیشت را تحتتاثیر قرار داده است. این مغازهدار در منطقه نازیآباد وضعیت بازار کسبوکار کوچکش را اینطور شرح میدهد: «قیمتها لحظهای شده است. ما به مشتری قیمت اعلام میکنیم. مشتری میرود تا در مورد خرید کالا تصمیم بگیرد. مثلا دو روز بعد برمیگردد تا خرید کند، اما با قیمت دیگری مواجه میشود. خرید را کنسل میکند. هم ما فروش نمیکنیم و هم مشتری سرگردان میشود. به جز این افراد با بودجه مشخصی برای خرید میآیند، به فاصله یکی، دو روز وقتی میبینند روی یک قلم کالا 30-40میلیون تومان رفته، قدرت خرید ندارند. بعضی هم میروند تا پول جور کنند، اما وقتی برمیگردند دوباره قیمت بالا رفته است. همین وضعیت باعث شده نرخ فروش ما افت شدیدی داشته باشد. از برج 7 به بعد به خاطر بیثباتی ارزی حتی فروشها هم نقدی و با دلار روز شده در نتیجه کاسبی ما تعطیل است.» این مغازهدار میگوید اگر مالک مغازه نبود، حتما مجبور میشد که کسبوکارش را تعطیل کند، چرا که با اجارههای سرسامآور احتمالا قادر به اداره مغازهاش نبود. وضعیت معیشتی او تحتتاثیر شرایط با مشکلاتی مواجه شده و این وضعیت موقعیت شغلی نیروهای انسانی او را هم به خطر انداخته است آنقدر که اگر وضعیت کنونی ادامه پیدا کند، مجبور است «عذرشان را بخواهد».
همه چیز قفل شده است
به نظر میرسد وضعیت سخت کاسبی تنها محدود به مناطق خاصی از شهر نیست. آنقدر که در مناطق به ظاهر آرام و مرفهنشین شهر هم صاحبان کسبوکارهای خرد را عاصی کرده است. صاحب یک کافهقنادی در منطقه یک تهران میگوید چون نمیتواند همزمان با افزایش قیمت بازار، قیمت محصولاتش را بیشتر کند، انگار همواره متضرر است. او که یک مغازهدار در خیابان نیاوران است، توضیح میدهد که «تغییر مدام قیمت فاکتور خیلی از شرکتها، وضعیت کسبوکارهای خرد را به شدت تحتتاثیر قرار میدهد. ما دائما باید حواسمان به قیمتها باشد، چرا که اگر قیمتها را در نظر نگیریم، ممکن است تولید یک کار برای من ضرر داشته باشد نه سود. این در شرایطی است که ما نمیتوانیم برای مشتری هر روز قیمت را تغییر دهیم.»
مساله دیگری که او به عنوان دغدغه این روزهای صاحبان کسبوکارهای کوچک به آن اشاره میکند، وضعیت نیروی انسانی است. این صاحب کافهقنادی میگوید: «نیروی انسانی من هم درگیر گرانی است و مدام فشار میآورد که حقوق بیشتری میخواهد چون زندگیاش را به سختی میگذراند.» او میگوید در یک هفته تا 10 روز گذشته باری خرید و فروش نشده و حتی قبل از اعتصاب بازار سفارش بار داده، شنبه که برای تحویل مراجعه میکند، فروشنده پیشنهاد میدهد که همین بار را تحویل ندهد و 160میلیون تومان هم پرداخت کند، گویا همه چیز قفل شده است.
فرسودگی اجتماعی
در شرایطی که کسبه در صنوف مختلف نسبت به وضعیت موجود معترض هستند، در برخی نقاط شاهد برخورد با برخی معترضان هستیم. سعید معیدفر، جامعهشناس به «دنیای اقتصاد» میگوید وقتی ناامیدی در جامعه رخنه میکند، هم افراد نسبت به یکدیگر دچار تخاصم و تزاحم میشوند و هم دولت برای برقراری نظم موجود دست به مقابله میزند. او توضیح میدهد: «مردمی که در یک جامعه زندگی میکنند زمانی تن به هنجارها و ارزشها میدهند که بدانند توسط آن هنجارها و ارزشها مورد حمایت قرار گرفته و نظم موجود باعث حل مسائلشان میشود. اگر اعضای یک جامعه افق روشنی پیش رو نداشته باشند، کما اینکه در نظرسنجیها و پیمایش نگرشها و ارزشها دامنه امید اجتماعی کاهش یافته، جامعه نسبت به آینده بیمناک شده و در نهایت استحکام جامعه دچار ضربات هولناکی خواهد شد. همچنین افراد جامعه با یکدیگر دچار تخاصم و تزاحم منافع میشوند که این موضوع منجر به فرسایش ارزشهای اجتماعی و ناپایداری هنجارها خواهد شد.»
این جامعهشناس معتقد است در این شرایط انتظار جای خود را به کنشگری میدهد. معیدفر میگوید: وقتی با این پارامترهای اجتماعی مواجه هستیم و راه برونرفتی وجود ندارد، دولت میخواهد به هر طریق ممکن نظم را برقرار کند. به همین دلیل است که رفتن به سمت خشونت محتمل میشود. جامعهشناسان معتقدند مقوم نظم اجتماعی؛ ارزشهای اجتماعی، اعتقادات مردم و کارآمدی سیستم در حوزههای مختلف است و وقتی به همه این گزینهها خدشه وارد میشود، تنها عامل بقا استفاده از قوه قهریه خواهد بود.