بی وزنی کاراکاس در معادلات انرژی

 این عقبگرد قیمتی در شرایطی رخ‌داد که به‌‌طور سنتی، بازار نفت در مواجهه با چنین تحولات پرریسکی باید واکنشی هیجانی و افزایشی نشان دهد؛ واکنشی که از نگرانی نسبت به اختلال در عرضه، افزایش ریسک ژئوپلیتیک و بالا رفتن حق‌بیمه کشتیرانی، در قیمت‌ها ناشی می‌شود، اما آنچه در عمل رخ‌داد، فاصله معناداری با این الگوی کلاسیک داشت و ‌بار دیگر این واقعیت را برجسته کرد که منطق قیمت‌گذاری نفت در مقطع کنونی بیش از هر زمان دیگری از هیجان‌‌های سیاسی فاصله گرفته و به‌‌شدت تحت‌سیطره ملاحظات ساختاری بازار جهانی قرار دارد. این رفتار غیرمنتظره بازار، در نگاه نخست حتی با منطق بنیادین عرضه و تقاضا نیز در تضاد به‌نظر می‌رسد؛ چراکه ونزوئلا یکی از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر اثبات‌‌شده نفت جهان است و هرگونه بی‌‌ثباتی سیاسی یا نظامی در چنین کشوری، به‌‌طور معمول باید زنگ خطر کمبود عرضه را برای بازار به‌صدا درآورد،

با این‌حال واکنش سرد معامله‌گران و سرمایه‌گذاران نشان‌داد که وزن واقعی ونزوئلا در معادلات فعلی بازار نفت، به‌‌مراتب کمتر از جایگاه تاریخی و اسمی این کشور در نقشه انرژی جهان است، از همین‌رو بازار به‌جای تمرکز بر تصاویر سیاسی و تیترهای پرتنش، به داده‌های واقعی چشم‌دوخت؛ داده‌هایی که حکایت از وفور عرضه، ظرفیت‌های مازاد تولید در سایر مناطق و شکنندگی تقاضای جهانی دارند. در چنین فضایی، تحلیل عمیق عوامل بنیادین موثر بر بازار آشکار می‌سازد که افت قیمت نفت نه یک واکنش مقطعی، بلکه بازتاب مجموعه‌‌ای از متغیرهای کلان اقتصادی و ساختاری است که در مجموع، دست بالا را از تحولات سیاسی ربوده و مسیر نزولی قیمت‌ها را هموار کرده‌اند. یکی از مهم‌ترین دلایل این کاهش قیمتی، وضعیت نسبی عرضه و تقاضای جهانی است. با وجود آنکه نام ونزوئلا همچنان در فهرست دارندگان بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌‌شده نفت‌خام جهان به چشم می‌خورد، وزن واقعی این کشور در معادلات فعلی بازار نفت عملا ناچیز شده‌است.

صادرات یک‌میلیون بشکه‌‌ای

در بازاری که روزانه حدود ۱۰۳‌میلیون بشکه نفت مصرف می‌شود، تولید و صادرات کمتر از یک‌میلیون بشکه‌‌ای ونزوئلا حتی به یک‌درصد از عرضه جهانی هم نمی‌رسد و از همین‌رو، توان اثرگذاری معنادار بر توازن عرضه و تقاضا را ندارد. این سطح تولید در مقایسه با بازیگران اصلی بازار مانند عربستان‌سعودی، روسیه و ایالات‌متحده چنان محدود است که حذف یا اختلال موقت آن نیز نمی‌تواند شوک قیمتی قابل‌توجهی ایجاد کند. سقوط تدریجی صنعت نفت ونزوئلا طی سال‌های گذشته، تحت‌تاثیر سوءمدیریت مزمن، تحریم‌های سنگین و فرسودگی زیرساخت‌ها، این کشور را پیش از هرگونه اقدام نظامی به حاشیه بازار جهانی نفت رانده بود؛ به‌‌گونه‌‌ای که امروز حتی تنش‌های سیاسی و تهدیدهای نظامی نیز از منظر بازار، ظرفیت تبدیل‌شدن به یک شوک واقعی در سمت عرضه را ندارند.

از سوی دیگر، بازار جهانی نفت در سال‌۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶ با مازاد عرضه مواجه بوده، وضعیتی که بسیاری از تحلیلگران آن را عامل اصلی فشار نزولی بر قیمت‌ها می‌دانند. افزایش تولید در بسیاری از کشورهای غیرعضو اوپک و همچنین ادامه تولید قابل‌‌توجه نفت شیل در ایالات‌متحده، عرضه جهانی را افزایش و باعث‌شده حتی تهدیدهای ژئوپلیتیک نتوانند تعادل عرضه-تقاضا را به نفع رشد قیمت تغییر دهند. این مازاد عرضه موجب‌شده معامله‌گران و سرمایه‌گذاران بر اساس تحلیل بنیادی بازار عمل‌کرده و چشم‌‌انداز افزایش قیمت را تضعیف کنند. علاوه‌بر عرضه مازاد، تصمیم اخیر اوپک و متحدانش(اوپک‌پلاس) برای حفظ سطح تولید در سه‌‌ماهه نخست سال‌۲۰۲۶ نیز نقش مهمی در جلوگیری از افزایش قیمت داشت. ائتلاف اوپک‌پلاس با این تصمیم تلاش‌کرده ثبات قیمتی را حفظ کند، اما در عمل این پیام را به بازار ارسال‌کرده که حتی در شرایط تنش‌های ژئوپلیتیک نیز گروه تولیدکننده اصلی نفت جهان، افزایش تولید را در دستور کار ندارد، اقدامی که می‌تواند فشار نزولی بر قیمت‌ها را حفظ کند. تحلیلگران همچنین تاکید می‌کنند؛ حملات آمریکا به ونزوئلا، برخلاف انتظار عمومی، آسیب جدی به تاسیسات تولید نفت نزده و بسیاری از مکان‌های کلیدی مانند ترمینال‌‌ها و پالایشگاه‌ها همچنان فعال هستند.

بر این اساس هرگونه کاهش تولید ناشی از این تحولات به‌راحتی از طریق منابع دیگر قابل‌‌جبران است، به‌ویژه اگر در دیگر نقاط جهان تولید نفت افزایش یابد یا از ظرفیت ذخیره‌سازی استفاده شود. عوامل دیگری که تحلیلگران بازار بر آن تاکید دارند، تغییر در الگوهای تقاضا و انتظارات برای آینده قیمت نفت است. درحالی‌که تنش‌های ژئوپلیتیک معمولا به افزایش ریسک پریمیوم در قیمت‌ها منجر می‌شوند، نگرانی از کاهش تقاضای جهانی به‌ویژه در اقتصادهای بزرگ مانند چین و هند و همچنین نشانه‌هایی از کندی رشد در برخی مناطق موجب‌شده تا این ریسک پریمیوم نتواند به اندازه گذشته اثرگذار باشد. در واقع معامله‌گران این احتمال را می‌دهند که افزایش عرضه در سال‌های آینده بتواند حتی کاهش صادرات ونزوئلا را نیز جبران کند؛ موضوعی که بر انتظارات نزولی قیمت فشار می‌آورد. در کنار این عوامل بنیادی، پیام‌‌های سیاسی و اقتصادی دولت آمریکا نیز در جهت کاهش نگرانی‌های بازار عمل کرده‌اند.

سرمایه‌گذاری در ونزوئلا

کاخ‌سفید اعلام‌کرده؛ در صورت تمایل شرکت‌های نفتی آمریکایی به سرمایه‌گذاری در صنعت نفت ونزوئلا برای احیای دارایی‌هایی که دو دهه‌پیش مصادره شده‌اند، آنها را تشویق خواهد کرد. این رویکرد نشان می‌دهد؛ هدف واشنگتن نه‌تنها محدود‌کردن صادرات ونزوئلا نیست، بلکه ایجاد شرایطی است که شرکت‌های آمریکایی بتوانند در بلندمدت از منابع نفتی این کشور بهره‌‌برداری کنند. این پیام، بازار را نسبت به بهبود عرضه بلندمدت نفت جهانی امیدوارتر کرده‌است. تحولات ژئوپلیتیک تنها به ونزوئلا محدود نمی‌شود. 

تهدیدهای آمریکا برای مداخله نظامی بیشتر در آمریکای‌لاتین، از جمله در کلمبیا و مکزیک و نیز تشدید تنش‌ها با ایران، همگی بازار نفت را در معرض ریسک‌های جدید قرارداده‌اند، با این‌حال این تهدیدهای گسترده نیز نتوانسته‌اند فضای بازار را به‌گونه‌ای تغییر دهند که فشار بر عرضه را تشدید کنند؛ چراکه بسیاری از این سناریوها هنوز در مراحل اولیه هستند و تاثیرات عملی آنها بر تولید و صادرات نفت هنوز قابل‌‌برآورد نیست. یکی دیگر از نکات کلیدی در فهم این معما این است که تولید نفت ونزوئلا، حتی در صورت افزایش در سال‌های آینده، نیازمند سرمایه‌گذاری‌های عظیم و پایدار است. تحلیلگران موسسه‌‌های بزرگ پیش‌بینی می‌کنند؛ بازگشت تولید این کشور به سطوح قبلی ممکن است تا پایان سال‌۲۰۲۶ چندصد‌هزار بشکه در روز افزایش یابد، اما برای رسیدن به ظرفیت‌های تاریخی نیاز به سرمایه‌گذاری‌های عظیم و زمان طولانی دارد. این بدان معناست که بازار نمی‌تواند روی افزایش قریب‌الوقوع عرضه نفت از ونزوئلا حساب باز‌کند، موضوعی که فشار بر قیمت‌ها را در کوتاه‌مدت کاهش می‌دهد.

جمع‌بندی تحلیلی از وضعیت فعلی بازار نفت نشان می‌دهد؛ سقوط قیمت‌ها به‌رغم حملات ژئوپلیتیک به ونزوئلا نتیجه توامان چند عامل عمده است: مازاد عرضه جهانی، سهم اندک ونزوئلا در تولید جهانی، تصمیم اوپک‌پلاس برای حفظ تولید، چشم‌‌انداز تقاضای کمتر از انتظارات و پیامدهای سیاسی و اقتصادی بلندمدت. در چنین شرایطی بازار نفت بیش از آنکه تحت‌تاثیر وقایع سیاسی قرار گیرد، تحت‌سلطه عوامل بنیادی قرارگرفته که حتی ضربات ژئوپلیتیک را نیز خنثی می‌کنند. به بیان دیگر، نفت در سال‌۲۰۲۶ نه با یک حادثه سیاسی منفرد بلکه با ساختار عمیق‌تر و چندلایه‌‌ای از عرضه و تقاضای جهانی مواجه است که فشار نزولی بر قیمت‌ها را تقویت و واکنش‌های کلاسیک بازار نسبت به تنش‌های ژئوپلیتیک را تضعیف کرده‌است.